startup_tehran

استارت‌آپ ایرانی، داستان بیم و امید

معاون وزیر کار ماه گذشته در مصاحبه ای مفصل به این مسئله اعتراف کرد که بازار کار توان جذب دهه شصتی‌ها را ندارد. دهه شصتی‌هایی که تحصیلات عالیه را یکی پس از دیگری میپیمایند تا شرایط ورود به بازار کار فراهم شود، ولی به نظر میرسد این اتفاق به این زودی ها رخ نخواهد داد. (در نوشته ی پیشین به شکل مفصل تری به این مسئله اشاره کردم) ۱- استارت‌آپ ها بذر امید را در جامعه میکارند قشر تحصیلکرده ایرانی، نا‌ امید از استخدام‌های دولتی و شرایط ناعادلانه تقسیم فرصت‌های شغلی، سرخورده از جفای بخش خصوصی، رو به کارآفرینی میاورد. او معتقد است که میتواند با راه‌اندازی استارت‌آپ و تکیه بر دانش و تخصص خود و هم‌تیمی هایش راه موفقیت […]

NilsFrahm2

موسیقی برنامه‌نویس – ۱

بعضی صنف‌های شغلی هستند که رابطه ی تنگاتنگی با موسیقی دارند. شاید حتی یه موزیسین هم به اندازه اونا با موسیقی وقت نگذرونه. دسته اول راننده های عزیز هستند که کسالت و روزمرگی رانندگی مستمر در جاده‌ها و خیابون‌ها رو با گوش دادن به موسیقی کمرنگ تر میکنن. دسته دوم کدنویس ها هستند. موجودات محترمی که همیشه یه هدفون به گوش دارند و به صفحه‌ی مانیتور خیره شدن. جنس موسیقی که دسته دوم گوش میدن به نظر من کمی متفاوت‌تر هست. کدنویسی که با تمرکز داره کار میکنه، نمیتونه هر آهنگی رو تحمل کنه. حداقل برای من که اینطوره بوده و نتونستم آهنگ های معمولی رو که موقع رانندگی گوش میدم، موقع کدنویسی تحمل کنم! برای همین تصمیم گرفتم که […]

۱۶۷۰۸۱۷۰۸۴-urn-newsml-dpa-com-20090101-150309-99-04494_large_4_3-0NG

در مزمت اشتغال نفتی (در ستایش آزادکاری)

در بهمن سال گذشته، سورنا ستاری فر، معاون فناوری اطلاعات ریاست جمهوری از یک مشکل فرهنگی سخن گفت: ” این مشکل به نفت و اخلاق نفتی برمی‌گردد. پول حاصل از نفت در جیب ماست، پس دغدغه توجه به صادرات غیرنفتی و پرورش فکر و اندیشه را نداریم. این مساله بلای جان ما شده است. ما دانشگاه نفتی داریم که تمام پول خود را از دولت می‌گیرد تا فارغ‌التحصیلان آن، کارمندان دولت شوند. این همان چیزی است که در اقتصاد به عنوان «نفرین منابع» می‌شناسیم. ما مدیران نفتی فکر می‌کنیم اگر پست‌مان را از دست دهیم، می‌میریم. این شرایط زندگی کردن در کشوری است که مغز پایه اقتصاد نباشد و آدم‌ها به درآمد حاصله از فروش نفت فکر کنند، در نتیجه […]

hello_world_by_marielart

سلام دنیا!

اولین بار که با کامپیوتر آشنا شدم، شیفته‌ی اون مانیتور و صفحه‌ی دسکتاپ و کیبورد شدم. ایده‌ای که از کامپیوتر داشتم یه ماشین حساب بزرگتر بود، که توش میتونی حتی یه چیزایی هم بنویسی و نگه داری. اولین بار که کیبورد رو لمس کردم و اون کلیدهای روش رو فشار دادم و صدای تخ‌تخ کلیدها …! دیگه مطمئن شدم که این جعبه‌ی جادویی، همون گمگشته‌ی منه! در اولین فرصت با جعبه شیرینی ماکتی از کامپیوتر درست کردم و ساعت ها پشت اون مقوا می نشستم و ادای کار کردن با کامپیوتر رو در می‌آوردم. حرف‌هایی رو که روی کلیدای مقوایی فشار داده بودم، روی کاغذهایی که به مانیتور مقوایی چسبونده بودم، با خودکار مینوشتم! احتمالا من اولین Hello World ام […]